گاه نوشت های یک نویسنده

میدانم که این بازی روزی تمام خواهد شد،اما حتی اگر بازنده هم باشم؛ میخواهم که خوب تمام کنم.


شروعی تازه

بالاخره بعد از مدت ها کلنجار رفتن با خودم،گفتم شروع کنم به وبلاگ نویسی.نمیدونم خودم یا بقیه قراره خوشمون بیاد یا نه.فقط میخوام شروع کنم ببینم چی میشه.هرچی خدا بخواد☺☺
پرچم پروازیا بالاس:))
🇵🇼🇵🇼🇵🇼
:)
هاااا...
منم وقتی دیدم وبلاگ نویسا هنوز زندن.دلم یهویی کشید باشون چایی بزنم!^_^
ما پایه ایم! :)
دمت گرم!^______^
^_^
موفق باشید تو این امر ،
من مدت ها برای مخاطبام می نوشتم . عملا تو سیتم های وبلاگ نویسی تبدیل به یک ربات رایتر برای ادمای دیگه شده بودم . تا اینکه این وبلاگ گل و گیاهیم رو برای خودم نوشتم . 
اینو بر حسب تجربم به شما می گم . سعی نکنید ربات دست بقیه بشید . اول خودتون لذت ببرید و بعد بزارید بقیه از لذت شما ، لذت ببرند . 
سلام،
 تازگی دارم به تجربتون می رسم... درست میگید. ممنونم از نصیحتتون :) حتما یادم میمونه

سلام من یک وبلاگ درباره ی کتاب ها دارم، از دیروز راه انداختمش و قراره بروزش کنم. خوشحال میشم یه سری بهش بزنید😄

سلام :)
نقدهارو خودتون مینویسید دیگه؟
حتما :)

بله، ، بله😊✋ مطمئن باشید، 

:))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
بارها گفته ام که من درکتابهایم خلاصه میشوم و کتابهایم در من. گاهی با سهراب سرمست میشوم و گاهی با فروغ مغموم. ولی مهم همین است که من هم، یک انسان، مثل همه ی انسان های دیگر، اشک میریزم، میخندم، عصبانی میشوم، اشتباه میکنم و زمین میخورم.‌..
تنها کسانی که صمیمی ترین و صادق ترین دوستانم بوده اند و خواهند بود، نوشتن و خواندن هستند...
پس من، با تمام اشتباهات و شور و شیرین های دنیای نوجوانم، آنقدر زمین میخورم تا یک روز بلند شوم روی قله بایستم و با یک لبخند دردمند زمزمه کنم که موفق شده ام :)

Designed By Erfan Powered by Bayan